.... DELSHEKASTE
حتی اگر شما را از همرزمانتان جدا کنند
حتی اگر تجهيزاتتان را بگيرن تک تک لباسهايتان را وارسی کنند است که خداوند به هر انسانی در روی زمین یکی از آنها را هدیه داده است، فقط و فقط یکی که هیچ جایگزینی ندارد. فرشته مهربان زندگی من، روزت مبارک. روزگاری او را می جستم، خود را می یافتم اکنون خود را می جویم، او را می یابم باز باران باز باران لبالب
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی پاکیِ آسمان را متهم میکند متن دوم متن سوم داداش شماره ۱:بچه پول دار!ماشین داره!رستوران خوب میرن با هم !اینترنت ۲۴ ساعته مجانی هم به عنوان اشانتیون بهشون میده! داداش شماره ۲:یک پسر رومانتیک!خوراک دردل بشینن نصف شبها با هم دردل کنند و گریه کنن با هم داداش شماره ۳:بچه خلاف شر چت روم!هر پسری تو اینترنت بخواد اذیتش کنه خان داداش جون حالشو میگیره! داداش شماره ۴:از نوع هنری!خوراک رفتن با هم به سینما و موزه!و محافل نقد فیلم!بلیط جشنواره فجرشون تضمینه!موهای این مدل داداشترجیحا بلنده!به اضافه ریشهای مدل دار! داداش شماره ۵:خوش تیپ خوراک اینه که ببره به دوستاش پزش و بده بگه:نگاه کنید ببینید چه داداش جیگری دارم!داداش من خیلی خوش تیپه داداش شماره ۶:بچه معروف!هر هفته پنج شنبه ها به پارتی دعوتت میکنه!رقصشم خوبه!همه مدله بلده برقصه! داداش شماره ۷:متخصص کامپیوتر!هر وقت کامپیوترت خراب شد داداش جونت میاد برات درستش میکنه! داداش شماره ۸:بچه مثبته..بچه مودبیه..وقتی می ری باهاش بیرون لپ هاش سرخ میشه..خوراک اینه ببری به مامانت نشون بدی بگی مامان جون این دمست پسر منه!مامانت عاشق اینجور پسراست پسر نیستن که اصلا شاخ شمشادند!!!!!!!! قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق وعشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست چه قانون عجیبی چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی که هر بار ستاره های زندگی ات را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره امید کن وخود در تنهایی وسکوت با چشمهایی خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره بنشینی و خموش و بی صدا به شادی ستاره های از تو گشته جدا دل خوش کنی وباز هم تو بمانی وتنهایی و دوری و باز هم تو بمانی و یک عمر صبوری .......! گفتم كه دوستت دارم ، گفتی كه باور نداری گفتی كه آغوشت را ميخواهم ، گفتم كه منتظر بمان عزيزم مرگ من روزی فرا خواهد رسید.... در بهاری روشن از امواج نور...... در زمستانی غبار آلود و دور..... یا خزانی خالی از فریاد و شور...... خاک میخواند مرا هر دم به خویش..... میرسند از راه که در خاکم نهند....... آآآه ه ه شاید عاشقانم نیمه شب...... گل بر روی گور غمناکم نهند....... انگاه كه غرور كسي را له مي كني، آنگاه كه كاخ آرزوهاي كسي را ويران مي كني، آنگاه كه شمع اميد كسي را خاموش مي كني، آنگاه كه بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه كه حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه كه خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم،دستانت را بسوي كدام آسمان دراز مي كني تا براي خوشبختي خودت دعا كني؟
در کوچه های سرد و نمناک شهر گام هایم را مغرورانه بر پوسته ی تاریک شب می نهادم . صدای جغد های شوم و ناله های بی کسی گوش هایم را می خراشید. حضور اشباهی را در لابه لای سنگ فرش ها و انتهای تاریک و غمبار هر کوچه مرا سخت آزرده می ساخت. نفس هایم سخت شده بود . قلبم به آرامیِ قدم هایم ناقوسش را به صدا وا می داشت . نمی دانستم در این نا کجا آباد تنهایی به کدامین امید چنگ زنم. به عقل و منطق و فلسفه؟!! در زمانه ای که شیری خردمند اسیر هوس های خرگوشِ بازیگوشی خواهد شد و منطق سلطانیِ خود را در بازیهای کودکانه ی ایام به حراج می گزارد!! یا به عشق و عاشقی؟!! لفظی که در کوچه های چشمک و عشوه و ناز به قرانی بیش نمی ارزد و خروار خروارش را فریب بر دوش می کشد. نمی دانم نمی دانم ... اما به امید شکوفه ی کوچک لب قرمزی که فردا صبح به خورشید سلام می کند دستور تپیدن را برای قلبم صادر خواهم کرد. در رویاهایم دیدم که با خدا گفتگو میکنم
خدا پرسید: پس تو می خواهی با من گفتگو کنی ؟
من در پاسخ گفتم:اگر وقت دارید
خدا گفت : وقـت من بینهایت اسـت
پرسیدم: چه چیز بشر تو را سخت متعجب می سازد ؟
خدا پاسخ داد: کـودکیـشـان
اینکه آنها از کودکیشان خسته می شوند و عجله دارند که بزرگ شوند و دوباره پس از مدتها آرزو می کنند باز کودک شوند
اینکه آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول بدست آورند و پولشان را از دست می دهند تا سلامتی از دست رفته را باز جویند
اینکه با اضطراب به آینده می نگرند و حال خویش را فراموش
می کنند
کنید دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد. * اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید. * خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم. * خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا! * این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت. * وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است. * یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است. * کسی که با خدا حرف نمی زند، صحبت کردن نمی داند. * آنکه خدا را باور نکرده است، خود را انکار کرده است. * کسی که با خدا قهر است، هرگز با خودش آشنی نمی کند. * خدا بی گناه است در پروندۀ نگاه تان تجدید نظر کنید. * ما خلیفۀ خداییم، مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه. * آنکه خدارااز زندگیش سانسور کند همیشه دچارخودسانسوری خواهد بود. * خدا از آن کس که روزهایش بیهوده می گذرد، نمی گذرد. * بیهوده گفته اند تنها «صداست» که می ماند، تنها «خداست» که می ماند. * روزی که خدا همه چیز را قسمت کرد، خود را به خوبان بخشید. * برای اثبات کوری کافیست که انسان چشم های نگران خدا را نبیند. * شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است. * به چشم های خود دروغ نگوییم، خدا دیدنی است. * چشم هایی که خدا را نبینند، دو گودال مخوفند که بر صورت انسان دهن باز کرده اند. * امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟ *اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد! ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معرفی خواهیم کرد؟ * وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست. * آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو. * خداوند سند آسمان را به نام کسانی که در زمین خانه ندارند امضا کرده است.
حتی اگر تفتيش بدنيتان کردند 

و شما را بی دفاع مقابل برگه امتحان بگذارند باز هم میتونید

ضعیفم آفرید که تواضع بندگی را بیاموزم.
از او سلامتی خواستم که کارهای بزرگ انجام دهم،
ناتوانم آفرید تا کارهای بهتری انجام دهم.
از او ثروت خواستم که سعادتمند شوم،
فقرم بخشید که عاقل باشم.
از او قدرت خواستم که ستایش دیگران را به دست آورم،
شکستم بخشید که بدانم پیوسته نیازمند اویم.
از او همه چیز خواستم که از زندگی لذت ببرم،
زندگیم بخشید که از همه چیز لذت ببرم.
آنچه خواستم به من نداد،
آنچه بدان امید داشتم به من بخشید،
و دعاهای ناگفته ام مستجاب شدند.
و آنها این بودند:
من هستم! در میان انسانها
و غرق در نعمات پروردگار.
شیشه پنجره را شست
اما از دل من
چه کسی نقش تـــرا خواهد شست؟
مث دیدن تو توی رویا
مث تیک تیک خسته ساعت
مث قصه ی تلخ صداقت
مث شب
مث گل توی گلدون
مث تصویر ماه توی بارون
مث گریه ی تلخ دیوونه
دیگه چیزی ازم نمیمونه
مث لحظه ی بارون و پائیز
مث چشمای خسته ی لبریز
مث اشکای ریخته روی گونه
دیگه چیزی ازم نمیمونه
مث بارون و ابر بهاره
مث لحظه ی خواب ستاره
ترو دوس دارم
مث خاطره های پریده
دو نگاه به هم نرسیده
مث شاعر و عشق و رفاقت
مث حس غریب نجابت
مث ترسه و گریه و خوندن
همه خاطره هاتو سوزوندن
مث اشکای خواب شبونه
دیگه چیزی ازم نمیمونه
مث لحظه ی بارون و پاییز
مث چشمای خسته ی لبریز
مث اشکای ریخته روی گونه
دیگه چیزی ازم نمیمونه
مث بارون و ابر بهاره
مث لحظه ی خواب ستاره
ترو دوس دارم
ترو دوستت دارم....
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
و عشقت پیروزیِ آدمیست
هنگامی که به جنگِ تقدیر میشتابد.
و آغوشت
اندک جایی برای زیستن
اندک جایی برای مردن
و گریزِ از شهر
که با هزار انگشت
به وقاحت
توفانها
در رقصِ عظیمِ تو
به شکوهمندی
نیلبکی مینوازند،
و ترانهی رگهایت
آفتابِ همیشه را طالع میکند.
بگذار چنان از خواب برآیم
که کوچههای شهر
حضورِ مرا دریابند.
دستانت آشتی است
و دوستانی که یاری میدهند
تا دشمنی
از یاد
برده شود
دو پرندهی بیطاقت در سینهات آواز میخوانند.
تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید
تا عطش
آبها را گواراتر کند؟
تا در آیینه پدیدار آیی
عمری دراز در آن نگریستم
من برکهها و دریاها را گریستم
ای پریوارِ در قالبِ آدمی
که پیکرت جز در خُلوارهی ناراستی نمیسوزد! ــ
حضورت بهشتیست
که گریزِ از جهنم را توجیه میکند،
دریایی که مرا در خود غرق میکند
تا از همه گناهان و دروغ
شسته شوم.
و سپیدهدم با دستهایت بیدار میشود

برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...
برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست ...
برای تويی كه احسا سم از آن وجود نازنين توست ...
برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...
برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...
برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...
برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...
برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است...
... تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است برای
برای تويی كه قلبت پـا ك است ...
برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است...
برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...
برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...
برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است...
برای تویی که آرزوهایت آرزویم است...
گفتم اين كلمه را از حفظ نمی گويم از ته دلم می گويم ، گفتی دلم را نيز باور نداری
سكوت تلخی كردم و از ته دلم آه كشيدم. مدتی سكوت با چشمانی خيس
گونه ام خيس شد و قلبم شكسته
گفتی كه تو قلبم را شكستی ، گفتم كه قلبت شكسته نشد ، احساست در هم شكست
گفتی سكوت كن ميخواهم گريه كنم ، من نيز سكوت كردم و با گريه تو نا آرام شدم و اشك ريختم
گفتی بی خيالی از اشكهايم ،چيزی نگفتم ، و باز سكوت و يك آه تلخ
گفتی كاش كه عاشق نمی شدم ، گفتم عاشقی همه اين دردها را دارد
گفتی خسته شدی از همه كس ، گفتم من با تو می مانم
گفتی خيلی تنهايی ، گفتم كسی كه عاشق است تنهايی را نمی شناسد
و باز گفتی تنهايی ، گفتم كسی كه عاشق است قلب يارش بايد همان تنهايی او باشد
گفتی كه اين حرفايت تكراری است ، گفتم به جز تكرارش راهی نيست
گفتی كه شانه هايت را ميخواهم ، دلم به درد آمد از دوری ات و به غم نشستم
گفتی كه تو از حرفهايم پريشانی ، گفتم حرفی نيست و حرفهايت شكنجه ای بيش نيست
گفتی كه لبخندی بزن ، گفتم كه حس لبخند نيست
گفتم با اينكه اين كلمه تكراری است و با اينكه باور نداری باز ميگويم كه دوستت دارم
چيزی نگفتی و سكوت كردی
گفتم كه دوستت دارم ، دوستت دارم و دوستت دارم و اشك از چشمانم سرازير شد
و باز چيزی نگفتی و به جای سكوت اينبار تو نيز مانند من اشك ريختی
غرور..
بنا بر این نــــه در حــال زنـدگــی مــی کـنـنـد نــــه در آیـنـده![]()
گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بيند کسی، گفتم که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقيب آيد ز در
گفتم که با افسون گری او را ز سر وا می کنم
گفتی که تلخی های می، گر ناگوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم آن را گوارا می کنم
گفتی چه می بينی بگو، در چشم چون آيينه ام
گفتم که من خود را در او عريان تماشا می کنم
گفتی که از بی طاقتی دل قصد يغما می کند
گفتم که با يغماگران باری مدارا می کنم
گفتی که پيوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزان تر از اين من با تو سودا می کنم
گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گويم برو
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
گفتی اگر از پای خود زنجير عشقت وا کنم
گفتم ز تو ديوانه تر دانی که پيدا می کنم
| miss-A |
